نبود، جز يكي دربارهٴ خطاهاي پزشكان كه در آن يك بار ديگر از فكر تجربي دفاع كرده است.
شك نيست كه اين يك رسالهٴ طبي به مفهوم دقيق آن نبود، بلكه بحثي بود دربارهٴ روششناسي.
يكي ديگر از رسالههاي او كه داراي هيچ اهميت ويژهاي نيست رسالهاي است دربارهٴ اين كه چگونه ضعف پيري را به تأخير اندازيم. آرنولد ويلانووايي آن را به نام خود كرد و اين رساله از شهرتي برخوردار شد.
ه) فلاندر. ويلهلم موربكي دو رسالهٴ بقراط و جالينوس را مستقيماً از يوناني به لاتيني ترجمه كرد. ياكوب فان مايرلانت مخصوصاً در ترجمهٴ
اندر باب طبيعت اشياي توماس كانتمپري برخي معلومات كالبدشناسي و طبي را به زبان فلاندري انتشار داد.
و) اروپاي مركزي. شرح كتابالحيوان ارسطو از آلبرت كبير حاوي بخشي دربارهٴ كالبدشناسي است، كاملاً مشابه كالبدشناسي جانداران منسوب به ريچارد وندووري. اصلي كه بايد در اين مورد به خاطر داشت اين است كه كالبدشناسي آلبرت بيشتر بيان عقيدهٴ ارسطو در برابر جالينوس بود. ولي اين رستاخيز عجيب ارسطويي در زمينهٴ پزشكي نتوانست مانند اخترشناسي پيشرفت بيشتري داشته باشد. آلبرت به مقايسههاي جالبي درمورد كالبدشناسي انسان و حيوانات پرداخت. آثار طبي گوناگوني بدو منسوب است، ولي صحت انتساب آنها مسلم نيست.
ترجمهاي از دايرةالمعارف اندر باب چيزهاي سودمند تأليف بارتولوميوي انگليسي به زبان آلماني در دست است كه احتمال دارد مربوط به همين دوره باشد. بايد توجه داشت متني را كه يك سدهٴ بعد، كنراد ماگنبرگي به آلماني تدوين كرد بيشتر از اندر باب طبيعت اشيا، تأليف توماس كانتمپري، اقتباس شده بود. تأثير توماس بر افكار آلماني از طريق مايرلانت و ماگنبرگي بيش از بارتولوميو بود.
نيكولاس لهستاني از فارغالتحصيلان مونپليه موٴلف يك منظومهٴ طبي بود و تأليف منثور منسوب به او احتمالاً منحول است. هر دوي اين كتابها به يك اندازه در سطحي نازل است و معجوني از تجارب خام و انواع خرافات و جادوست.
ز) اسكانديناوي. پترداسيايي رسالههاي متعددي دربارهٴ فَصْد، اخترگويي طبي، و بهداشت نوشت. رسالهٴ بينامي به زبان دانماركي از همان زمان، كه اخيراً چاپ شده (1927)1 از نظر نشان دادن يك سنت اسكانديناوي مأخوذ از سالرنو بسيار جالب است، هرچند با آنچه هنريك هارپستراينگ معرفي كرده تا حدي تفاوت دارد.
2. مسيحيان شرقي. (الف) يونانيان. بونيفاس جراح كه در زمان شارل آنژويي برآمد، رسالهاي در باب دامپزشكي تأليف كرد. معلوم نيست كه اين رساله در اصل به يوناني نوشته شده يا به